آموزش از دغدغه های پیش روی هر صنعت به ویژه صنعت بیمه است که هر از چندی تکانه های غفلت از آن، سازمان ها را با مشکلات ناشناخته ای روبرو می کند.

یادداشت حاضر حاوی نکات قابل توجهی است که محمود سبزی از مدیران علاقه مند و از پژوهشگران جوان حوزه بیمه های بازرگانی و دارای تالیفات متعددی در زمینه های مختلف به ویژه مباحث آموژش برای الفبا ارسال کرده است که آن را از نظر می گذرانیم.

بیش از۹۰درصد از موفقیت رهبر در انتخاب اعضای تیم مدیریت تحت رهبری است، پس در سازمان ها چگونگی انتخاب افراد بسیار مهم است به عبارت بهتر آموزش در سازمان ها هر کاری می کند جز اینکه استخدام بد را هیچ کاری نمی کند.

 

آموزش و توانمندسازی

مبحث آموزش در سازمانها یکی از موضوعات بحث برانگیز بوده و هست. بطور کلی هر زمان مشکل یا مساله ای در سازمان ها ایجاد می شود دو بخش در کانون توجه فوری و آنی قرار می گیرند. یکی موضوع فناوری و دیگری آموزش. از دیر باز  نوع نگاه مدیران به این مقوله به دو صورت بوده است: سرمایه گذاری و دیگری هزینه.

بسیاری از مدیران علاقه ای به هزینه زیاد ندارند اما برخی دیگر این موضوع را نوعی سرمایه گذاری برای پرورش و تربیت نسلهای آتی و در واقع کم کردن فعالیتهای آزمون و خطا می دانند. البته نوع نگاه به نحوه تربیت و رشد و سابقه خود مدیران نیز بستگی دارد . در صنعت بیمه موضوع آموزش سال هاست در نوسان بوده است و هیچ استانداردی  و فرایند یکنواخت و مشخصی از بالا به پایین یا پایین به بالا دیده نشده است.

اساسا دو مفهوم آموزش و توانمند سازی در بسیاری از موارد به اشتباه گرفته شده است. بسیاری از مدیران آموزش در سازمانها اقدام به برگزاری دوره های آموزش ابتدایی( مقدماتی ) برای افرادی می کنند که به اشتباه استخدام شده اند. صرف این نوع  هزینه ها برای افراد اشتباهی هم برای کشور و هم صنعت بیمه و هم شرکت بیمه می تواند بسیار مشکل آفرین و هزینه زا باشد.

 

غفلت دانشگاه ها در آموزش متخصصان بیمه

دانشگاهها و دانشکده های بسیاری در کشور بطور خاص برای تربیت و آماده سازی فارغ التحصیلانی متخصص و ماهر برای رشته مدیریت بیمه ایجاد و فعالیت می کنند. این گروه که بعنوان هسته اصلی شکل دهنده نیروی فنی و تخصصی شرکتهای بیمه ای محسوب می شوند متاسفانه تاکنون نتوانسته است نیازهای علمی و مهارتی شرکتهای بیمه را برطرف نمایند. از سوی دیگر کارکنان شرکتهای بیمه ای به علت تاثیر گذاری بالای مدارک تحصیلی بر میزان حقوق و دستمز د و ارتقای سازمانی آنها  گرایش و علاقه وافری به کسب مدرک  و مدارج بالای تحصیلی و گاه بعنوان استاد یا مدرس در بخشهای مختلف رشد کرده اند که بعضا خود این افراد نیاز به آموزشهای مختلف تخصصی بیمه ای دارند.

اگر دانشگاهها و دانشکده های بیمه ای به درستی به وظایف خود یعنی تامین نیروی حرفه ای و فنی در صنعت بیمه  عمل می کردند. دیگر نیازی به این نبود که شرکتهای بیمه ای راسا  اقدام به صرف هزینه برای برگزاری دوره های پیش پا افتاده و اولیه بیمه ای نمایند. این بخش بر اساس ماموریت دانشکده ها و دانشگاهها باید از سوی انها انجام می گرفت و صنعت بیمه صرفا باید بدنبال تقویت و توانمند سازی از طریق دوره های حرفه ای یا تخصصی روی می آورد.

کاری که در صنعت بیمه برعکس شده است شرکتی اقدام به تاسیس دانشکده یا دانشگاه می کند و یا اقدام به برگزاری دوره های مختلف عمومی و تخصصی نموده است این امر قطعا با هزینه های بالایی همراه بوده است و در صورت های مالی و یا هزینه های عمومی و اداری مالی نمود پیدا می کند.

برای اجتناب از این هزینه ها و یا سرمایه گذاری باید در بخش جذب نیرو تلاش بیشتری صورت گیرد. بعبارتی هر نوع تلاش در جهت جذب نیروی خوب و شایسته موجب بالا رفتن سطح دانش و مهارت شرکت گشته و هزینه های یا سرمایه گذاری در آموزش را به حداقل می رساند

متاسفانه رویه بسیار معیوبی که در شرکتهای بیمه ای از طریق ایجاد شرکتهای تامین نیرو با وارد ساختن افرادی برای بخشهای خدماتی، نگهبانی، حفاظت و نقلیه اقدام می شود و بعد از چند سال و با اخذ مدارک دانشگاهی از دانشگاههای معلوم الحال اقدام به وارد ساختن این نیروها  به بدنه کارشناسی سازمان ها میشود،این عمل ضایعه ای بسیار دردناک است. فارغ از توان این نیروها در مشاغل اولیه خود، بکارگیری این افراد  در بدنه کارشناسی و فنی شرکت موجب تحمیل هزینه های پنهان و بی اعتباری عملیات فنی در منظر شبکه فروش و کارکنان بر شرکت بیمه می شود گاه با قیاس هزینه های جذب و مصاحبه و گزینش با هزینه های انجام شده برای پرورش و تربیت نیروهای ضعیف و سفارشی فاقد تخصص ،اصلا مقرون به صرفه نبوده و نیست و در بلند مدت در سرانه تولید و هزینه های عمومی این شرکتهای بیمه ای ارقام و درصدهای بالایی مشاهده می شود.

در پایان انچه قابل ذکر است این است که نمی توان از آموزش انتظار معجزه داشت. آموزش در بهترین حالت موجب بهبود و ارتقای وضع مهارت و تخصص فعلی افراد می شود. اما آموزش در خصوص دانش و بینش و نگرش افراد بسیار سخت و دشوار و زمان بر است. اگر خواهان کارمندان و مدیران قوی و استراتژیست و فرا رشته ای هستید باید در تلاش باشید تیم جذب و مصاحبه و استخدام قوی در شرکت بیمه تشکیل شود و از میان نخبگان آموزش دیده دانشگاهی اقدام به شناسایی نیروی توانمند بشود نه اینکه افرادی فاقد دانش و نگرش و بینش جذب و بر واحد آموزش شرکتهای فشار وارد آید که از آنها با صرف زمان و هزینه بالا کارشناس تربیت کنند. زیرا هزینه های مستقیم و غیر مستقیم ناشی از آموزش و آزمون و خطای این افراد بسیار بالا خواهد رفت . هزینه های پنهانی که بعضاً از تحمل یک شرکت بیمه خارج خواه شد.