الفبا-حسین بردبار:در شرایطی که اقتصاد ایران آماج بی رحمانه و ظالمانه ترین تحریم های تاریخ و در راس آن تحریم بانکی قرار گرفته است ؛ وزارت اقتصاد در صف مقدم مقابله با این تحریم ها و به عبارتی جنگ اقتصادی قرار گرفته است و موضع وزیر این وزارتخانه باید درکمال دقت و هوشمندی باشد.

 

البته اغلب مواضع و دیدگاه هایی که از سوی فرهاد دژپسند در اولین نشست خبری اش با خبرنگاران در روز سه شنبه مطرح گردید، سرشار از درایت و آینده نگری بود، تلاش وی برای اجرای مالیات بر اقدمات اختلال زا در اقتصاد و وعده ارایه لایحه آن به دولت در هفته آینده و همچنین تهیه پیش نویس لایحه مالیات بر عایدی سرمایه با همکاری دانشگاهیان و افراد باتجربه ، ستودنی است، اما به اعتقاد نگارنده در خصوص دو دیدگاه وزیر جای تامل وجود دارد؛ آنجا که نگارنده از وزیر اقتصاد درباره مالیات بر عایدی سرمایه و دو مصداق آن یعنی مالیات بر سود سپرده های کلان بانکی و معاملات کلان سکه پرسید، فرهاد دژپسند اخذ مالیات بر سکه های پیش خرید را قانونی و قابل دفاع دانست که دراین خصوص با وی موافقیم اما درباره گرفتن مالیات از سایر معاملات کلان سکه ازجمله معاملاتی که در صرافی های بزرگ و بازار سبزه میدان در مقیاس های صدتایی انجام می شود ، گفت که این موضوع از طریق کنترل تراکنش های بانکی بررسی می شود و درادامه افزود:” کسانی که در بازار سکه از سودهای کلان برخوردارند خودشان باید پیش قدم شوند و ادای تکلیف کنند…”
حال سوال اینجاست که چرا سازمان امور مالیاتی مشابه بخشنامه ای که برای پیش خرید سکه از بانک مرکزی در مقیاس بالای ۲۰ قطعه صادر کرد، برای سایر معاملات کلان سکه بخشنامه صادر نمی کند؟ چرا وزیر اقتصاد به جای اقدامی قطعی و عاجل دراین مورد از برخورداران سودهای کلان در معاملات سکه صرفا می خواهد که خودشان پیش قدم شوند و ادای تکلیف کنند؟ تکلیف وزیر و سازمان امورمالیاتی دراین خصوص چیست؟
وزیر اقتصاد درخصوص مالیات بر سود سپرده های بانکی نیز با موضعی هوشمندانه گفت که نباید چیزی را که هنوز لایحه آن به دولت و مجلس نرفته و مراحل قانونی را نگذرانده درجامعه مطرح کرد که منجر به نگرانی برای عده ای شود، با این حال فرهاد دژپسند ضمن قبول این که این نوع مالیات در برخی از کشورهای پیشرفته انجام می شود اعلام کرد که سود سپرده های بانکی را نمی توان سرمایه تلقی کرد. اما وزیر اقتصاد به خوبی می داند که نظام بانکی ما جزو معدود نظام هایی در جهان است که نرخ سود دورقمی و در محدوده ۲۰ درصدی دارد و از سوی دیگر ما جزو معدود کشورهایی هستیم که مالیات بر نرخ سود سپرده های کلان را اجرایی نمی کنیم.بر اساس گزارشی که اواخر سال گذشته از سوی مرکز پژوهشهای مجلس منتشر شد،” از میان ۸۴ کشور بررسی شده، تنها در سه کشور، سود سپرده اشخاص حقوقی و در ۱۴ کشور سود سپرده اشخاص حقیقی از پرداخت مالیات معاف بوده است ” از سوی دیگر به دلیل بالا بودن نرخ سود بانکی درایران ودرنتیجه ارقام چند ده میلیونی سودی که هرماه به سپرده های کلان میلیاردی بلندمدت تعلق می گیرد، چه بخواهیم یا نخواهیم این سودهای چندده میلیونی کارکرد سرمایه ای دارد، اگر به لحاظ علمی طبق گفته وزیر سرمایه نباشد اما در منطق واقعی جامعه ما سرمایه تلقی می شود و باید مالیات به آن تعلق گیرد، همان طوری که دربسیاری از کشورهای دیگر جهان نیز همین گونه است. چرا اقتصاد ایران به عده ای ثروتمند اجازه می دهد بدون هیچ دغدغه و پرداخت مالیاتی و صرفا از طریق سپرده گذاری چندمیلیاردی در بانکها، صاحب درآمدهای چند ده میلیونی در شروع هرماه باشند و ریالی هم بابت این درآمدشان مالیات نپردازند؟
آیا جای آن نیست که وزیرمحترم اقتصاد تاملی جدی در منطق حاکم بر اقتصاد ایران برای اجرای دو مصداق اصلی مالیات بر عایدی سرمایه یعنی مالیات بر سود سپرده های بانکی و معاملات کلان سکه داشته باشد؟ و آیا وقت آن نرسیده که برای تحقق این مهم در شرایط تحریم ظالمانه اقدام فوری و جدی کنند و عواید و ثمرات مثبت آن را صرف رسیدگی به زیرساختها و محرومان جامعه کنند؟