الفبا: رئیس کل بانک مرکزی استفاده از صندوق ذخیره ارزی را مایه تعادل در بازار ارز اعلام کرد، اما نگرانی تکرار سناریوی واگذاری ارز ۴۲۰۰ تومانی و رانت های ۱۳۰ هزار میلیاردی ایجاد شده برای گروههای فرصت طلب همچنان باقی است .

البته یک پیامد دیگر آن تورم انتظاری است که هنوز جامعه رنج آن را بر دوش می کشد و چنین است که گفته می شود منابع صندوق توسعه نباید در امور اقتضایی صرف شود . روشن تر اینکه چه بخشی از این منابع صرف بازسازی خرابیهای ناشی از سیل خواهد شد، اما این کار بیشتر شبیه کنترل یک موضوع است تا مدیریت آن! به عبارت دیگر ما در مواجهه با آسیب های طبیعی که در معرض آن هستیم نیازمند تغییر نگرش در مدیریت هستیم، چیزی که سیل ناشی از طوفان کاترینا را به نقطه عطفی در تاریخ آمریکا برای تغییر رویکرد مدیران آن تبدیل کرد .ما نیز لازم است سرمایه ها را در مسیر رفتار پیشگیرانه و منافع مستمر خود به کار ببندیم و اختصاص رقمی از صندوق ذخیره ارزی برای بازسازی حوادث بزرگ به معنای کنترل حادثه ای نظیر سیل است و ربطی به مدیریت آن ندارد .

این مدیریت اساساً نقش خود را در اقدامات پیشگیرانه نمایان می کند . 

ما در سال ۶۱ مصوبه ای تحت عنوان قانون توزیع عادلانه داشتیم و وزارت نیرو موظف شد جلوی تجاوز به حریم رودخانه را بگیرد . اما وقتی به هر دلیلی چنین اتفاقی نیفتاد، ظرفیت طبیعی رودخانه ها و مسیل های طبیعی را از دست دادیم . در مورد استفاده از مخازن کشور نیز این سردرگمی در حادثه اخیر خود را نمایان کرد . پاسخ به این سئوال که آیا باید سد را خالی کرد تا در صورت وقوع سیل احتمالی، مخزن سد ظرفیت لازم را دارا باشد یا اینکه هیولای خشکسالی طولانی در ما وسوسه نگه داشتن آب کشاورزی در ماههای نا معلوم آتی را تقویت می کند ؟

مدیریت اقتضایی قدرت آینده نگری را ندارد، زیرا به ابزارهای آن مجهز نیست و همین نداشتن پیش بینی دقیق خطر ساز می شود . در آق قلا نقشه های هوایی نشان می دهد که دخل و تصرف در حریم رودخانه و رسوب گذاری آن، ظرفیت طبیعی برای انتقال آب را از بین برده است و این همان ضعف در پیشگیری به موقع است . در واقع در پی فقدان برنامه ریزی لازم نتوانستیم از بارش ها برای افزایش سطح آب های زیر زمینی استفاده کنیم تا تالابهایمان را احیا و رودخانه هایمان را به طور پایدار زنده کنیم و در نتیجه از ورشکستگی خارج شویم .