الفبا – علیرضا عابدی : عمارت بروجردی در کاشان از جمله بناهایی است که روزانه بازدیدهای زیادی را به خود اختصاص میدهد و همین ماجرا در جذب گردشگران خانه طباطبایی کاشان وجود دارد که در رایطه میان این دو بنا و صاحبان آن راز سر به مهر یک عشق نهفته است.

خبرنگار الفبا در کاشان از رازی در ساخت عمارت بروجردی خبر میدهد که کمتر کسی از آن آگاه است، بنای پر شکوهی که تصاویر زیبای آن این روزها بیش از یک هزار گردشگر داخلی و خارجی را به خود جلب میکند و در آلبوم خاطرات این گردشگران دست به دست میشود.

بادگیرها و پشت بام زیبای عمارت بروجردی، قوسها و گچ بریهای منحصر به فرد آن و رعایت اصول مهندسی و استفاده از ساختارهای بادگیر، نای کش، سرداب و سازه باغچه گودالی به شکوه این بنای شورانگیز افزوده است.

شاید کمتر کسی حتی در شهر کاشان بداند که راز ساخت عمارت بروجردی دست در یک نگاه عاشقانه دارد که آن را به سان بیستون با سرپنجه عشق ساخته است. گویی اینجا نیز  فرهادی هست و شهرت کندن بیستون را که مایه آن عشق بوده است، از آن خود میکند.

در یک غروب پاییزی و شاید یک صبح دل انگیز بهاری و یا حتی در گرمای طاقت فرسای یک ظهر تابستانی کویر، چشمان تاجر بزرگی به نام حسن نطنزی معروف به بروجردی در چشمان دختر صاحب عمارت طباطبایی گره میخورد و همین نگاه کافیست تا خشت اول ساخت “بنای عشق” یا خانه بروجردی در دل بروجردی عاشق بنا شود.

حسن نطنزی تاجر، به خواستگاری دختر طباطبایی از تجار معروف فرش زمان خود در کاشان و دارای بنای با شکوه و رشک برانگیز  طباطبایی میرود. او در اتاق شاه نشین با نگاه به فواره حوض بزرگ این عمارت تصویر معشوق خویش را در خیال خویش به تماشا مینشیند، زمان میگذرد و طباطبایی بزرگ با پاسخی مشروط او را به کارزاری سترگ در شان یک عشق واقعی دعوت میکند : “برو و هنگامی که موفق به ساخت بنایی نظیر این عمارت شدی بازگرد” !

گویی عشق که اول آسان نموده بود، این بار با مشکل همراه میشود. بروجردی سرخوش از این پاسخ که راه را بسته نمیبیند و نگران از پس کار برآمدن، خانه طباطبایی را ترک میکند.

پسر عاشق تیشه را برمیدارد و اینبار به جای کندن کوه در پی هفت سال تنها سازه عمارتی هم سنگ و هم شان، اما بزرگتر و با شکوهتر از بنای طباطبایی را برای معشوق خود برپا میکند.

بنای بروجردی یا خانه بهشتی

حسن نطنزی یا همان تاجری که چون کسب و کارش به شهر بروجرد پیوند خورده است، به بروجردی معروف میشود و در در راه عشق خویش دست به کار میشود و استاد علی مریم کاشانی را به یاری میطلبد. استادی که پیش از این خانه جعفر طباطبایی یا همان خانه طباطبایی را هنرمندانه بنا نهاده است. استاد معمار تمام مهارت خویش را به کار میبندد و همانطور که گفته شد پس از گذشت هفت سال سازه اصلی بنا را آماده میکند. ساخت این سازه برای وصال این دو عاشق دل خسته کافیست و اکنون هفت سال صبوری در تب عشقی سوزان به هفت شهر عشقی میماند که سرانجام به پیوند این دو خانواده بزرگ و کارآفرین منجر میشود، اما کار به همین جا ختم نمیشود و بروجردی عاشق در پاسخ به این وصال تمام همت خود را به کار میبندد و یازده سال دیگر در تکمیل این بنای پرشکوه همت میگمارد.

در این یازده سال هنرمندان بزرگی همچون ابوالحسن غفاری یا همان صنیع الملک نگارگر، عموی کمال الملک به یاری او میشتابند و در تزئینات بنا، اوج هنر خود را به کار میگیرند؛ تزئیناتی همچون آینه کاری، گچ کاری، نقاشی و … که این بنا را به یک اثر کم نظیر مبدل میکند.

اکنون یک خانه بهشتی با قدمتی قریب به ۱۳ دهه پیش روی بازدیدکنندگان است و کافیست آنان نگاه خود را به جای جای آن بدوزند و کمال هنرنمایی فرهیختگان را به تماشا بنشینند. بدون هیچ تردیدی مهمترین ویژگی بنای بروجردی با تمام جزئیات پیچیده معماری و ساخت هنرمندانه آن مربوط به عجین شدن عشق در خلق این بناست که اگر عشقی هست که بتواند بهشتی زمینی را بیافریند جلوه ای از آن در بنای بروجردی تبلور یافته است. کافیست اهل دل باشی تا این حقیقت بر تو مکشوف شود.

این راز از نگاه من به عنوان یک گردشگر اینگونه است : “اینجا علم، هنر، فلسفه، معماری و خلاقیت با پدیده عشق در هم می آمیزند تا شاهد تولد یک خانه بهشتی باشیم که به عمارت بروجردی معروف است.”